تبلیغات

این صفحه جدید  برام شبیه یه دفتره که هر چی دوست دارم و هر چی اون لحظه  دلم میکشه مینویسم

ممکنه یبار غمگین یا شاد یا خیلی لوس و مسخره یا خیلی زشت و زننده باشه ولی همینشو دوست

دارم که تو همه حالو هواها باشه

 

23 بهمن 90

نصف شبا چه حالی میده آدم بنویسه  اخه 3 نصف شب الان و من نتونستم بخابم خب چیکار کنم

انگار یه چیزی تو تمام تنم راه میره تازگیا هم این مرضمه که به بقیه مرضام اضافه شده

مرض؟!آره مرض یجورای شبیه دلتنگیه  دلتنگی برا ........  بیخیال بابا  نمیگم  .

دلتنگ نشدی ببینی

چگونه ....

خوبترین خاطره ها

بی رحم ترین شان می شود ...

آره واقعا  ولی من دلتنگ شدم  و الان دارم بیرحمیشونو تحمل میکنم